خرید بک لینک
خدایا منو به خاطر اینکه همیشه حاضر بودی برام و من غایب بودم ببخشاز اینکه همیشه و همه جا و همه وقت گوش بودی برای شنیدن حرفام ولی من دنبال غیر تو بودم که بشنون منو منو به خاطر بی وفایی هام ببخشبه خاطر ندیدنت ... نخواستنت منو به خاطر رفتن هام ببخشاز اینکه چشامو رو حقیقت بزرگ تو بستم که جاودانه ای و دم به دم حضور داریاین من بودم که غیبت داشتم برای پیدا کردن نور ....خورشید رو نادیده گرفتم و دنبال یه کرم شب تاب گشتمبه خاطر این قصور منو ببخشدرسته که بودن با بعضی ادمها بهم اعتماد به نفس میدهولی بودن ب

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 17:15

به سختی دست به کمر گرفتم و دوباره بلند شدمنمیدانم تو دوباره کی آغاز شدی؟ ولی وقتی پلک گشودم لبخند به لب داشتیدوباره آغاز شده بودی با اینکه بی آغازیپایان کارم را دیدی وقتی نقطه خاتمهی سطر رو گذاشتم و سر خط نرفتمآتشینه هایم را شنیدی و دم نزدییک لحظه هم بی طاقت نشدی و لبخندت محو نشداسم خودت را آه گذاشتی تا وقتی من سردم اسم تو به لبم باشدوقتی پر غصه ام اسم تو به لبم باشدحتی وقتی اتش گرفته و میسوزمگفتم سوختن... راستی من چه بد میسوزم دیدی؟اما بلند شدم هرچند لرزان و ناموزونراستی هنوزم آغوشت گرم است؟؟؟

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 17:15

میخواهم خواب دره ها و دلتنگی بنفشه ها را قاب بگیرم و بر دیوار اتاقم بزنم میخواهم در دیوان حافظ به دنبال گیسوان تو بگردممیخواهم روزی که سنگها حتی شاعر میشوندتو را لب پنجره صدا کتملب هایم همیشه از نام ابی تو تر و تازه اندچرا به ایوان خانه من نمی ایی؟میدانم که ترانه های کهنه من قابل تو را ندارندمیدانم که پنجره ام شکسته و ساعتم در خوابی عمیق فرو رفته استقول میدهم وقتی تو را دیدم سکوت کنم تا به حرف چشمهایم گوش کنیمحمد رضا مهدیزاده

برچسب: نویسنده: دانیال کریمی‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 17:15

صفحه بندی